تولد آقاجون
امروز سالگرد تولد شناسنامه ای آقاجون (بابا) بود که شب ساعت 11 با عمه فاطمه و عمو رضا و عمو حسن و خونواده هاشون یه مراسم غافلگیرانه کوچولو گرفتیم : یک کیک، چند نوع ژله دستپخت مامان و چند تا آهنگ!!!
هدفمونهم فقط شادی و غافلگیری آقاجون بود..


آقا محمد صدرا اگه رنگای مختلف و طعم های مختلف رو چشیدی مربوط به ژله ها میشه. از وقتی که شما اومدی توی دل مامان، دیگه در برابر شیرینی و کیک تحملی ندارم و یه عالمه کیک و شیرینی می خورم!!!

مثلا همین الان که نارنجک (شیرینی خامه ای) می خورم! با اینکه قبلا علاقه ای به شیرینجات نداشتم.
از طرف بابا ::: دست مامان درد نکنه بابت ژله هاش که هم خوشمزه بود و هم خوشرنگ و هم خوشگل
راستی مامانی هم برای شما مربای به درست کرده بود که صبحا می خورم و خوشمزه است، برای مامانی (بابا) هم 20 اسفند یه مراسم مشابه گرفتیم که اونجا هم مامانی حسابی غافلگیرو خوشحال شدند.
انشاله سایه همه بزرگترا بالای سرمون باشه...آقا محمدصدرا شما آقاجون و مامانی های خیلی مهربونی داری. خوشبحالت



تولد آقاجون
