خریدای استقبال از نی نی
منو و بابا مهدی خیلی خوشحالیم از بودن شما و منتظر اومدنت هستیم. برا همین این روزا
که من می تونم بیشتر راه برم، با کمک مامانی و آقاجون و عمه و امین آقا و عمو حسن بیشتر رفتیم یه سری بازار و خرید برای شما و خونه انجام بدیم. مثلا وسایل سیسمونی با مامانی و آقاجون و دایی امیر محمد خریدیم که این خودش یعنی 5 بار بازار رفتن (الماس شرق، فردوسی، هفده شهریور، کامیاب و شاندیز) ، با عمو حسن کمد شما رو سفارش دادیم و با آقاجون و مامانی بابا هم آوردیمشون. با عمه فاطمه و امین آقا هم حسابی گشتیم تا مبل خوشگل پیدا کنیم و با اونا و آقاجون فرش هم خریدیم.
خلاصه خداروشکر تونستیم خیلی از اون چیزایی که لازم بود رو بخریم... یه سری خریدای خورده ریزه مونده انشاله برای بعد از عید.
از همشون هم بخاطر حوصله ای که داشتن و کمکایی که کردن ممنونم. مخصوصا از بابا مهدی که با حوصله و دقت برای خریدای شما وقت گذاشت.

توی ادامه مطلب می تونی عکس چند تا از لباس ها رو ببینی...
بهمن و اسفند 1392
منو و بابا مهدی خیلی خوشحالیم از بودن شما و منتظر اومدنت هستیم. برا همین این روزا
که من می تونم بیشتر راه برم، با کمک مامانی و آقاجون و عمه و امین آقا و عمو حسن بیشتر رفتیم یه سری بازار و خرید برای شما و خونه انجام بدیم. مثلا وسایل سیسمونی با مامانی و آقاجون و دایی امیر محمد خریدیم که این خودش یعنی 5 بار بازار رفتن (الماس شرق، فردوسی، هفده شهریور، کامیاب و شاندیز) ، با عمو حسن کمد شما رو سفارش دادیم و با آقاجون و مامانی بابا هم آوردیمشون. با عمه فاطمه و امین آقا هم حسابی گشتیم تا مبل خوشگل پیدا کنیم و با اونا و آقاجون فرش هم خریدیم.
خلاصه خداروشکر تونستیم خیلی از اون چیزایی که لازم بود رو بخریم... یه سری خریدای خورده ریزه مونده انشاله برای بعد از عید.
از همشون هم بخاطر حوصله ای که داشتن و کمکایی که کردن ممنونم. مخصوصا از بابا مهدی که با حوصله و دقت برای خریدای شما وقت گذاشت.

توی ادامه مطلب می تونی عکس چند تا از لباس ها رو ببینی...





انشالله همه این لباسا رو به شادی و سلامتی بپوشی



خریدای استقبال از نی نی
