خرید با محمدصدرا
پسرم ماشالله شیطون شدی و وقتی باهت میریم خرید با دستت همه وسایل مغازه رو میکشی و باید خیلی مراقب شما باشیم. رفته بودیم سوپر و شما دستت رو پرتاب میکردی تا وسایل رو برداری که نمیتونستی و اگه حواسمون نمیبود میریختی. یک بار با مامان و آقاجون مامان رفتیم اتکا و شما بغل آقاجون همه غرفه ها رو میدیدی و با صدای بلند صحبت میکردی جوری که همه نگاه شما میکردن ( یاد گرفتی بلند میگی بَباببَبَا، مَمامَماما، دَدَدَددَدد و آخرش زبونتو میدی بیرون و بووووووه میکنی ، خیلی خوردنی میشی توی این لحظات) با خاله محبوبه هم رفته بودیم رفاه اینقدر با خاله محبوبه سر و صدا کردی که همه نگاتون میکردن، آخه خاله یک پایه خوب برای شلوغ بازیها و سرو صداهاته.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خرید با محمدصدرا
