ماجراهای دنبال خونه گشتن و خرس اسباب بازی
چند وقتیه با آقاجون و مامان بابا و عمو رضا می ریم دنبال خونه و توی این گشتن ها شما معمولا خونه آقاجون مامان می مونی چون توی ماشین خسته میشی و دوست داری که راهت ببریم و هوا هم یکم سرده میترسم سرما بخوری. البته چند تا خونه ای که رفتیم و شما رو بردیم شما از آسانسور خیلی خوشت میاد و دوست داری کلیداشو بزنی. با آهنگ توی آسانسور ها هم که کلا نای نای. توی یک خونه یه خرس اسبا بازی پیدا کردی و منم برای اینکه حوصله ات سر نره شروع کردم به شوت کردنش و اینجوری مثلا توپ بازی. سری بعد با آقاجون رفتیم تا آقاجون هم اون خونه رو ببینن که به محض ورود دیدم روی زمین دنبال پیزی میگردی و تا خرسه رو پیدا نکردی دست برنداشتی. نمیدونم از کجا یادت بود که توی این خونه خرس اسباب بازی هست.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ماجراهای دنبال خونه گشتن و خرس اسباب بازی
