واکسن دو ماهگی
عزیز دلم موقع زدن واکسن های دو ماهگی ات بود . با مامان هستی هماهنگ کردم و با مامانی ها و خاله محبوبه و دایی امیر رفتیم واکسناتو زدیم.که شما خیلی گریه میکردی برای همین مامانی گفت با ماشین ببریمت بیرون تا ساکت بشی و رفتیم تا فروشگاه وصال و شما ساکت بودی و بیرون رو نگاه میکردی ولی وقتی رسیدیم خونه شروع کردی به گریه و نیم ساعتی رو گریه کردی و من همش راهت می بردم.
25/5/1393
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



واکسن دو ماهگی
