اومدن خاله عاطفه و نی نی نازش
امروز خاله عاطفه همراه همسر و نینی خوشگلشون اومدن خونه ما. خیلی خوش گذشت و با هم کلی حرف زدیم و شما و فاطمه خانوم کلی بازی کردی. فاطمه جون تقریبا سه ماه از شما بزرگتره . شما یه جاهایی دوست داشتی موهای نینی خاله رو بکشی و نمیذاشتی بندگان خدا چیزی بخورن. تا دست به میوه میزدن یا چایی شون رو برمیداشتن شما زل میزدی بهشون و اونا هم معذب میشدن و نمیتونستن بخورن. من و خاله هم که بعد مدتها همو دیده بودیم کلی حرف نگفته داشتیم. راستی خاله برات یه کادوی خوشگل (بالابر کنترلی)و یه بسته شکلات هم آوردن. دستشون درد نکنه ...









