خونه عمو محمد و دلتنگی خاله سعیده
خونه عمو محمد هم با سشوارت رفتیم و شما از لوسترهای خونه شون خوشت اومده بود . عمو محمد هم با بادکنک و روبان و ریش بابا و یه چیز دیگه( که اسمشو نمیدونم و شما خوشت اومد آوردیمش خونه ) برات سرگرمی درست کرد و از لوستر آویزون. شما با این وسیله خیلی بازی کردی.
از اون روز عمو محمدو خاله جون هر از چند گاهی میان دیدن پسرم، آخه شما رو خیلی دوست دارن که یه بار رفتیم بیرون شام خوردیم. یه بار رفتیم پارک و دو بار هم اومدن خونه مون و شما باهشون خیلی بازی کردی. آخرین بار هم رفتیم باهم بیرون پیتزا توکا و پیتزا خوردیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خونه عمو محمد و دلتنگی خاله سعیده
