آقا محمدصدراآقا محمدصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره
آقا محمدسیناآقا محمدسینا، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

قند عسل های مامان

محمدصدرا و ماه رمضان

1393/7/18 11:57
نویسنده : مامان طاهره
301 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان چند روز بعد از تولدت ، ماه مبارک رمضان شروع شدو ما تقریبا هر روز افطار خونه اقاجون بودیم. شما دقیقا موقع افطاری بیدار می شی و نمیذاری مامان غذا بخوره. سحر ها هم اتفاقا همون لحظه ای که میخوایم بریم سحری بیدار میشی و من مجبورم خونه بمونم و باباجون تنهایی سحری میخوره.کلابوی غذا رو که متوجه میشی بیدار میشی و این برای همه جالبه.

توی ماه رمضونی خونه بابابزرگ مامان، آقای نصیری، عمو رضا و عمه فاطمهرفتیم و آقای هاشمی بابای محمد سجاد هم ما و عمو سعید رو افطار دعوت کردن که شما با سشوار یکم ساکت بودی وبقیه اش رو گریه میکردی...آخه دل عزیزم درد میکرد. بعد از خونه عمو  رفتیم دیدن آقاجون مامان که اونجا برات بانوچ درست کردن و شما راحت تا صبح خوابیدی.

یه شب احیا هم رفتیم حسینیه و شما تمام 4 ساعتی رو که اونجا بودیم تقریبا خواب بودی و مامان با خیال راحت مراسم احیا رو انجام داد. واقعا عجیب بود چون اون روزها شما یک ساعت پشت سر هم نمی خوابی چه برسه به چهار ساعت اونم توی اونهمه سر و صدا!!!!!!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)