محمدصدرا و جوجه ها
دایی امیر و خاله محبوبه برای گل پسر مامان دو تا جوجه ناز خریدند و شما خیلی ذوق کردی ال بته دوست داری جوجه ها رو بگیری و بازی کنی. اگر یک لحظه از شما غافل بشیم حمله میکنی به جوجه ها و بدبختای بیچاره رو روی پراشون بلند میکنی و محکم گردنشون رو میگیری. چند روز پیش که رفتیم بودیم برای دیدن خونه یک نینی دم در خونه داشت با جوجه هاش بازی میکرد که شما هم میگفتی اوه و ما رو میکشیدی تا ببریمت پیش جوجه... ...










