آقا محمدصدراآقا محمدصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
آقا محمدسیناآقا محمدسینا، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

قند عسل های مامان

اردوهای مدرسه

بعد از عید هرچی به آخر سال تحصیلی نزدیک میشیم اردوهای مدرسه مامان تعدادشون زیاد میشه که مامان هم مجبوره تو همشون باشه. اونجا مامانه و یه عالمه دختر شیطون بلا . بعد از عید شما با مامان و شاگرداش یه روز رفتی اردوگاه ثامن الحجج، دوبار رفتی پارک حجاب، و یه بار هم دشت بهشت . توی این اردوها بچه ها کلی بازی می کنن و بهشون خوش میگذره. مامان با همکاراش مواظب بچه هان و کلی باهم خوش می گذرونن. نکته جالب این که همکارا و حتی شاگردای مامان خیلی حواسشون به شما و مامان هست. نمی ذارن مامان اذیت بشه و خیلی راه بره. مخصوصا خاله سمانه که بدون اون امسال خیلی به مامان سخت سخت سخت میگذشت. مرسی خاله سمانه         ...
11 ارديبهشت 1393

مامان شکمو

این روزا مامان و بابا به بهونه خرید باقی اسبابای سیسمونی میرن اینور اونور و سعی می کنیم از میدان شهدا رد بشیم تا بریم آبمیوه رضا تا مامان اونجا شیر نارگیل بخوره . هر جای شهر بخوایم بریم یه سر باید اونجا هم بریم. یه شب با آقا جون و مامانی (بابا) بعد از حرم رفتیم که خیلی چسبید. کلی هم سه نفری رفتیم. مامان هم هر وقت آقاجون و مامانی (مامان) اونجا کار داشتن فوری میپرید میرفت، بعد قرار می ذاشتیم می رفتیم آبمیوه رضا. یه شبم دندون دایی امیرمحمد ورم کرده بود که بازم با آقاجون و مامانی (مامان) رفتیم شیرنارگیل خوردیم. فکر کنم بعدن هر موقع تو باشی و از اونجا رد بشیم، یادت بیاد و بگی شیرنارگیل میخوام!!!!!! اونموقع من به یاد این روزا می افتم. ...
9 ارديبهشت 1393

بچه های مدرسه و آقا محمدصدرا

گفته بودم که مامان توی یه دبستان کار می کنه. از وقتی شما روز به روز بزرگتر میشی و مامان هم تابلوتر میشه کم کم کوچکلوهای مدرسه دارن می فهمن که شما اومدی توی دل مامان.. الان که دیگه فکر کنم همشون فهمیده باشن. فکر کنم بعضی هاشون به تو حسودی شون بشه. بعضی ها همچین به دل مامان زل میزنن. بعضیها هم لبخند ژوکوند تحویل مامان می دن. خلاصه شاگردای مامان هم حسابی شیطون بلان. یکشیون اومده مستقیم بهم میگه باید نی نی تون دختر باشه و راهشو کشیده رفته...  بقیه هم یکی یکی میان میپرسن شما نی نی دارین... تازه بین اقوام و فامیل ها هم توی عید دیدنی ها مشخص شد مهدیه نوه عموی مامان که شاگرد مدرسه مامانه هم رفته خونشون رو پرکرده. دختر عموی مامان میگفت همه بچ...
15 فروردين 1393

مریضی مامان

سلام عزیزم از پریروز یه خورده حالم خوب نیست. علاوه بر علائم سرماخوردگی (مثل ضعف، کرختی، درد عضلات)، دردهایی توی قفسه سینه هم دارم که خیلی اذیتم  می کنه، کلا خیلی سرحال نیستم. البته خدارو شکر شما تکون می خوردی و به نظر میاد سرحال باشی. بابا مهدی هم حسابی نگران من و شماست. تعطیلات عید هم هست که خانم دکتر مهربونت نیست. بهمین خاطر با چند نفر مامانی ها، عمه فاطمه، خاله اعظم، ملیحه خانم مشورت کردیم.بابایی هم که نی نی سایت رو زیرورو می کنه، اونجا هم باچند نفر مشورت کردیم. خلاصه به این نتیجه رسیدیم که می تونه چند تا دلیل باشه :1. جا بازکردن شما خصوصا برای درد قفسه سینه 2. سرماخوردن تو روزی که بابا با عموها رفتن فوتبال (که من و شما و الیک...
12 فروردين 1393

حرکت جدیدت توی دل مامان

آقا محمدصدرا امروز حسابی شیطون شده بودی. ماشاله علاوه بر حرکات قبلی، یه حرکت جدیدی هم توی دلم انجام می دادی..  فکر کنم اول پاهاتو سمت راست پایین دل مامان جمع می کردی، چند ثانیه نگه می داشتی، بعد آروم به سمت سمت چپ بالای دل مامان خودتو کش می دادی فکر می کنم. مامان خیلی با این حرکتت خوشحال میشد و نگات می کرد و غش و ضعف می کرد  
12 فروردين 1393

شیطونی آقا محمدصدرا

 هر وقت که می خوام تکون خوردناتو ببینم یا ازشون فیلم بگیرم، فکر کنم متوجه میشی و  تکون نمی خوری، آروم آروم. اصلا یه وضعی دارم با این تکون خوردنات، فکر کنم داری با مامان قائم موشک بازی می کنی. تا حالا که نتونستم خودم درست حسابی حرکات خوشگلت رو ببینم ...
4 فروردين 1393

متولدین سال اسب

  این مطلبو تو اینترنت پیدا کردم! بعدا که اومدی انشالله میام میگم چقد درسته این طالع بینی، فعلا که حسابی لگد زدنات و تکون خوردنات مثه اسبای شیطونه. اسب هميشه خود را آراسته و ستودني مي نمايد . جاذبه جنسي او خيره كننده است و مي داند چگونه لباس بپوشد. او به مكان هاي عمومي مانند: كنسرت، تئاتر، گردهمائي ها، مسابقات ورزشي ومهماني ها علاقه خاصي دارد. وي اغلب خوش اندام و ورزشكار است. نجيب و برازنده اسب هميشه خود را آراسته و ستودني مي نمايد . جاذبه جنسي او خيره كننده است و مي داند چگونه لباس بپوشد. او به مكان هاي عمومي مانند: كنسرت، تئاتر، گردهمائي ها، مسابقات ورزشي ومهماني ها علاقه خاصي دارد. وي اغلب خوش اندام و ورزشكار است. اسب بسيار...
4 فروردين 1393

برنامه های مدرسه

چون آقا محمدصدرا خیلی پسر خوب و صبوری بوده خداروشکر مامان تونسته تا الان بره مدرسه و کارهاش رو انجام بده، هر روز صبح از خواب بیدار میشی و با مامان میای مدرسه. البته همکارای مدرسه مامان خصوصا خاله سمانه(خانم حریری) و خاله سارا و خاله انسیه و خاله تکتم (مربی بهداشت) حسابی هوای مامان و محمد صدرا رو داشتن. مثلا خاله سمانه اصلا اجازه نمی ده مامان از پله های مدرسه بالا بره یا خاله سارا همیشه احوالت رو میپرسه و خاله تکتم هم با وجودی که اصلا کارش نیست، تو کارای پرورشی کمک مامان می کنه. تازه مدرسه ای که مامان میره کارای پرروشیش خیلی سنگینه. تو مدرسه همه میگن شما هم خواننده میشی، هم دکوراتور میشی، هم مداح میشی، هم خطاط و هنرمند میشی، از بس که تو ک...
1 فروردين 1393

بافتنی های مامان و مامانی

 مامانی (مامان) برای محمدصدراجون یه دست کامل لباس بافته که خیلی خوشگل شده. اینم عکسهاشون مامان هم هوس کرد دست به کار بشه و برات لباس ببافه. با خاله محبوبه یه سری کاموا خریدم و شروع کردم با بافتن لباس. برای بافتنش هم مامانی خیلی کمک کرد. خداروشکر لباست خیلی ناز شده.مامان هر جا وقت داشت و بیکار می شد شروع می کرد به بافتن.این بافتنی ها اولین بافتنی های مامان بود که یه شال گردن ناز، کلاه، لباس برای آقا محمد صدراس...  امیدوارم خوشت بیاد عزیزم و به سلامتی بپوشیشون... جدیدا هم از همکارم یه عروسک بافتنی یادگرفتم که مشغول اونم، البته یه خورده سخته بهمن و اسفند 92 ...
20 اسفند 1392